در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

hazardous a/

پر خطر، مخاطره‌آمیز، خطرناک، تصادفی، اتفاقی، شانسی

head

سر، کله، بالا، صدر، نوک، دماغه، سرچشمه، رییس، سرپرست، اصلی، مرکزی، عمده، جلو، قسمت جلو، اختلاف سطح، اختلاف فشار، عنوان، سرفصل، موضوع، رهبری کردن، در رأس بودن، هدایت کردن

head (reading)

ابزار خواندن اطلاعات از روی دیسک (هد)

head (signal)

سر چراغ راهنمایی، فانوس چراغ‌ راهنمایی

head - on accident

تصادف، سر به سر، تصادف از روبرو، تصادف شاخ ‌به شاخ

صفحه  441  از  1111