در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
hatch [drawing]
دریچه، سوراخ (در سقف یا کف)، هاشور (نقشهکشی)
hatchback
هاچبک، اتومبیلی که صندوق عقب ندارد، اتومبیل پنج در
hatched area
منطقه هاشور خورده
hatched marking
خطکشی هاشوری
haul
کشیدن، کشاندن، بردن، با کامیون حمل کردن، جابجایی، حمل (خاک)
haul diagram (mass)
منحنی حمل خاک، منحنی بروکنر
haul distance
فاصله حمل (خاک)
haul road
راه سرویس، جاده کناری
haulage
حمل، جابجایی (مصالح)، حملونقل (زمینی)، کرایه حملونقل، کرایه بار
haulage (road)
ترابری جادهای، حملونقل جادهای
haulage contractor
پیمانکار حملونقل
haulage operator (road)
اپراتور حملونقل جادهای
haulier
شرکت حملونقل، کامیوندار
haunch
کشاله (قوس)، ماهیچه (تیر)، شانه (راه)
haza
غبار، مه، رقیق، گردوخاک، ابهام، حواسپرتی، گیجی
hazard
خطر، شانس، تصادف، اتفاق، به خطر انداختن، به مخاطره انداختن
hazard (electric)
خطر برقگرفتگی
hazard (fire)
خطر آتشسوزی
hazard ahead sign
تابلوی نزدیک شدن به خطر
hazard marking
خطکشی خطر
hazard perception
درک خطر
hazard sign
تابلوی خطر، علامت خطر
hazard warning device
ابزار اعلام خطر، وسیله هشداردهنده خطر
hazard warning light
چراغ هشداردهنده خطر، چراغ خطر
صفحه 440 از 1111