در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

hatch [drawing]

دریچه، سوراخ (در سقف یا کف)، هاشور (نقشه‌کشی)

hatchback

هاچ‌بک، اتومبیلی که صندوق عقب ندارد، اتومبیل پنج در

haul

کشیدن، کشاندن، بردن، با کامیون حمل کردن، جابجایی، حمل (خاک)

haulage

حمل، جابجایی (مصالح)، حمل‌ونقل (زمینی)، کرایه حمل‌ونقل، کرایه بار

haulage (road)

ترابری جاده‌ای، حمل‌ونقل جاده‌ای

haulier

شرکت حمل‌ونقل، کامیون‌دار

haunch

کشاله (قوس)، ماهیچه (تیر)، شانه (راه)

haza

غبار، مه، رقیق، گردوخاک، ابهام، حواس‌پرتی، گیجی

hazard

خطر، شانس، تصادف، اتفاق، به خطر انداختن، به مخاطره انداختن

صفحه  440  از  1111