در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

handrail

نرده، دستگیره نرده، دست‌انداز نرده

harbour

بندرگاه، لنگرگاه، بندر، لنگر انداختن، پهلو گرفتن

hard

سفت، سخت، محکم، دشوار، مشکل، کور (گره)، سخت‌کوش، پرتلاش، سخت‌گیر، جدی، سرد، خشن، شدید (باد)، تند (نور)، زننده (رنگ)، با اشکال، با زحمت، با تلاش زیاد، با درد سر

hard copy

کپی چاپ شده، نسخه سخت، نسخه چاپی

harden

سفت کردن، سخت کردن، محکم کردن، مقاوم کردن، آب دادن (فولاد)، سفت شدن، سخت شدن، محکم شدن، مقاوم شدن، آبدیده شدن

hardened

سفت شده، سخت شده، خشکه، آبدیده (فولاد)

hardening

سخت کردن (فلزات)، سفت کردن، سخت شدن، سخت‌شوندگی، گرفتن (بتن، ملات)

صفحه  438  از  1111