در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

hand

دست، اختیار، مسؤولیت، تملک، دخالت، شرکت، سهم، توانایی، مهارت، استادی، عقربه (ساعت)، طرف، سمت، جانب، دست دادن، کمک کردن

hand – held

آنچه قابل نگهداری در دست است، دستی

handcart

چرخ‌دستی، گاری‌دستی

handicap

ضعف، نقص، عقب‌افتادگی، معلولیت، مانع، عامل بازدارنده

handicapped a/

معلول، ناتوان، دارای نقص عضو، عقب‌افتاده

handle

دسته، دستگیره، دستاویز، بهانه، در دست گرفتن، برداشتن، اداره کردن، کنترل کردن، بردن (اتومبیل، کشتی)، آموزش دادن، تربیت کردن، استفاده کردن، به کار بردن، پرداختن، رسیدگی کردن، رفتار کردن، خرید و فروش کردن، معامله کردن

handling

(هزینه) نگهداری، نقل و انتقال، جابجایی، حمل، اداره، کنترل، ضبط و ربط، رسیدگی، رفتار، نحوه برخورد، کنترل‌پذیری (اتومبیل)

handling (terminal)

اداره پایانه، جابجایی و نقل و انتقال در پایانه ( از یک کشتی به کشتی دیگر)

handling costs

مخارج جابجایی، هزینه‌های نقل و انتقال، هزینه‌های اداره، هزینه‌های راهبری

«‹ ۴۳۵  ۴۳۶  ۴۳۷ ۴۳۸ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۳۷ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰