در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

gully sucker

پاک‌کننده آبگذر، پاک‌کننده آبراهه (مکنده)

gullying

کندن (ایجاد) آبراهه (در اثر سیلاب و فرسایش)

gun

اسلحه، سلاح، تفنگ، تپانچه

gun (radar)

رادار دستی، رادار تفنگی (برای سنجش سرعت وسایل نقلیه)

gun (water)

تفنگ آبی، افشانک آب، پیستوله آب

gusset plate

صفحه اتصال، صفحه لچکی، لچکی اتصال، بست نبشی

gust

وزش تند (باد)، بارش تند، رگبار، فوران، جوشش، شلیک، انفجار

gutter

آبرو، نهر (خیابان، راه)، آبروی شیروانی

gyration

چرخش، دوران، گردش، ژیراسیون

gyroscope

ژیروسکوپ (در کشتی و هواپیما)

habit

عادت، خو، وضعتی (بدن، روح)

habitat

زیستگاه، بوم، زیست‌بوم، محل زیست

صفحه  435  از  1111