در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

grid

شبکه، نرده، حصار، صفحه، پلاک، تیربست، شبکه (سازه)

grid (cattle)

صفحه آهنی مشبکی که در کف برخی راه‌ها نصب می‌شود تا چهارپایان نتوانند از آن عبور کرده و وارد راه شوند (بریتانیا).

grid plan

پلان شبکه‌ای، طرح شبکه‌ای

griding

آسیاب کردن، خرد کردن، ریز کردن، ساییدن، سنگ‌زنی

grip

گیرایی (پیچ)، چنگک، گیره

grip [in verge]

جوی روباز کوچک، جوی زهکش [در کناره راه]

grit

ریگ، شن ریز، درشت ماسه‌سنگ‌ (زمین‌شناسی)

صفحه  429  از  1111