در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

glaze

لعاب، صیقل، پوسته، لایه نازک یخ، شیشه انداختن، شیشه کردن، لعابی کردن، برق انداختن

glazing

شیشه‌کاری، شیشه‌بری

glide

فرود آزاد، فرود هواپیما بدون استفاده از نیروی موتور، سر خوردن، سریدن، لغزیدن، آسان رفتن، نرم رفتن، به نرمی حرکت کردن، پرواز کردن بدون نیروی موتور، با موتور خاموش پرواز کردن

glider

هواپیمای بی‌موتور، گلایدر

global

جهانی، بین‌المللی، جهانگیر، عالمگیر، همه‌جانبه، کلی، کامل، فراگیر، سرتاسری، عام، کروی، گِرد، گوی‌شکل

globe

کُره، گوی، ظرف کُروی، تُنگ، حباب (چراغ)، کره جغرافی

glossary

واژه‌نامه، اصطلاح‌نامه، فهرست اصطلاحات

glossy

براق، برق انداخته، صیقلی، روغنی

glue

چسب، سریش، چسباندن، به هم چسباندن

«‹ ۴۱۷  ۴۱۸  ۴۱۹ ۴۲۰ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۱۹ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰