game بازی، مسابقه، حیله، ترفند، حیوان (مناسب شکار)، ماهی (برای صید)، گوشت شکار، وابسته به شکار، شکاری، بازی کردن
gap شکاف، سوراخ، درز، روزن، رخنه، خلأ، جای خالی، وقفه، سکوت، اختلاف، فاصله (معمولاً بین دو وسیله نقلیه)