در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

game

بازی، مسابقه، حیله، ترفند، حیوان (مناسب شکار)، ماهی (برای صید)، گوشت شکار، وابسته به شکار، شکاری، بازی کردن

gangway

گذرگاه، تخته‌پل، پل گذر

gantry

قاب جرثقیل، داربست

gantry (sign)

داربست (مخصوص نصب) تابلو‌ (به صورت سری)

gantry crane

جرثقیل گردان، جرثقیل دروازه‌ای

gantry – mounted signals

چراغ‌های راهنمایی بالاسری، چراغ‌های راهنمایی نصب شده روی دروازه

gap

شکاف، سوراخ، درز، روزن، رخنه، خلأ، جای خالی، وقفه، سکوت، اختلاف، فاصله (معمولاً بین دو وسیله نقلیه)

gap grading

دانه‌بندی ناپیوسته، دانه‌بندی گسسته

gap – graded asphalt

آسفالت با دانه‌بندی بریده، آسفالت با دانه‌بندی گسسته

garage

گاراژ، پارکینگ، توقفگاه، تعمیرگاه، پمپ بنزین

صفحه  410  از  1111