در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

frozen

یخ‌زده، یخ‌بسته، منجمد، سرد، یخ

fuel

سوخت، انگیزه، محرک، موجب، سوخت‌گیری کردن، سوخت دادن

full

پُر، کامل، تمام، حداکثر، قوی، پرطنین

صفحه  405  از  1111