در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
frontage road [USA]
جاده کناری، جاده فرعی [اصطلاح آمریکایی]
frontal
از جلو، مستقیم، جلویی، پیشین، نما، روکار
frontal collision
برخورد رو در رو، برخورد از روبرو
frontal shock
ضربه (برخورد) از جلو
frontier
مرز، سرحد، ناحیه مرزی، ناحیه سرحدی، مرزی، سرحدی
frontier guard
مرزبان، نگهبان مرزی
frontier post
پاسگاه مرزی
frontier town
شهر مرزی
frost
سرمای زیر صفر، یخبندان، برفک، شبنم، سردی، خشکی، با برفک پوشاندن، باعث برفک زدن شدن
frost (glazed)
لایه نازک یخ
frost (night)
یخزدگی شبانه، یخبندان شبانه
frost (resistance to)
مقاومت در برابر یخزدگی، مقاومت در برابر یخبندان
frost (white)
یخبندان سفید، برفک سفید، یخبست سفید
frost - susceptible soil
خاک مستعد یخ زدن
frost action
عمل یخ زدن
frost blanket course
لایه محافظ در برابر یخزدگی
frost damage
صدمه (خسارت) ناشی از یخزدگی
frost depth
عمق یخزدگی، عمق یخبندان
frost front
جبهه یخ
frost heave
تورم ناشی از یخبندان، تورم در اثر یخزدگی (خاک)
frost index
شاخص یخبندان، ضریب یخبندان
frost lifting
کنده شدن روسازی در اثر یخبندان
frost resistance test
آزمایش مقاومت در برابر یخزدگی
frost susceptibility
استعداد یخزدگی (خاک)
صفحه 404 از 1111