در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

fringe area

منطقه جانبی، منطقه حاشیه‌ای

front

جبهه، نمای پیشین، نما (معماری)، جلو، قسمت جلو، صف اول، صف جلو، کنار دریا، ساحل، سرپوش، نقاب، پوشش، حوزه، زمینه، جبهه (هوا)، مشرف بودن، نماسازی کردن

front belt

کمربند صندلی جلو (وسیله نقلیه)

frontage

بر، کناره (ملک یا ساختمان)، حریم (ساختمان، رود، دریاچه و ...)

صفحه  403  از  1111