در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

freight

باربری، حمل‌ونقل، کرایه (حمل) بار، بار، محموله، بار کردن، بار زدن، فرستادن، حمل کردن (کالا)

freight plane

هواپیمای باربری، هواپیمای باربر

freighter

کشتی باری، هواپیمای باری، فرستنده، ترابر (کالا)

French drain

زهکش فرانسوی، زهکش سنگچین، زهکش خشکه‌چین

frequency

فراوانی، وفور، کثرت (وقوع)، تعدد، تکرار، تواتر، فرکانس، بسامد، موج (رادیو)

fresh

تازه، نو، خنک، سرد، پاک، سالم، تند، سوزدار (باد)، روشن، زنده، شاداب، باطراوت

«‹ ۳۹۹  ۴۰۰  ۴۰۱ ۴۰۲ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۰۱ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰