در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

fluctuate

نوسان داشتن، بالا و پایین رفتن، متغیر بودن، بی‌ثبات بودن، افت‌وخیز داشتن، ناصاف بودن، ناهموار بودن

fluctuation

نوسان، تغییر، بی‌ثباتی، افت‌وخیز، ترقی و تنزل، ناهمواری، ناصافی

fluorescent a/

شب‌نما، فلوئورسان (فلورسنت)، مهتابی

flush

همسطح، هم‌تراز، ریزش آب، فوران، انفجار، غلیان، طغیان، سرازیر شدن آب، جاری شدن، با آب شستن، آب ریختن و شستن

flushing

شستشوی سریع، شستشوی فشاری

flux

تغییر دایمی، دگرگونی مدام، جریان، سیلان، شار (فیزیک)، گدازآور، کمک‌ذوب (فلزشناسی)

fly ash

خاکستر بادی، خاکستر آتشفشانی

صفحه  392  از  1111