film لایه نازک (خاک، غبار و ...)، ورقه، قشر، فیلم، حلقه فیلم، فیلم سینمایی، به صورت فیلم درآوردن، فیلم ساختن، فیلم کردن
filter فیلتر، صافی، پالایه، صافکن، علامت گردش به چپ آزاد، چراغ گردش آزاد (بریتانیا)، از صافی گذراندن، فیلتر کردن، تصفیه کردن، عبور کردن، گذشتن، گردش کردن، آزادانه گردش کردن (ترافیک)