در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

fee

حق‌الزحمه، اجرت، کارمزد، مزد، دستمزد، پول، وجه، حق وکالت، حق طبابت، حق تدریس، حق عضویت، ورودیه، حق ثبت‌نام، شهریه، ملک مورث (حقوق)

fee (parking)

هزینه پارکینگ، حق پارکینگ، هزینه توقف

feed

تغذیه، خوراک، غذا، لوله تغذیه، مجرای تغذیه، مواد، مایه، سوخت (فنی)، غذا دادن، تغذیه کردن، (آب دریاچه، مخزن را) تأمین کردن، روشن نگه داشتن (آتش)

feedback

بازخورد، بازتاب، واکنش، نظر، اظهارنظر

feeder

غذادهنده، تغذیه‌کننده، خط تغذیه (برق)، شاخه فرعی، ریزابه (رودخانه)، خط فرعی، شاخه، شعبه (راه‌آهن، خط هوایی و ...)، جاده فرعی، فرعی (کانال، جاده، رود و ...)

feeder line

شاخه فرعی راه یا راه‌آهن، خط فرعی (برای وسایل نقلیه)، خط تغذیه، لوله تغذیه (آب، گاز)

feeder route

مسیر تغذیه‌کننده، راه تغذیه‌کننده

feeding

تغذیه، غذاخوراندن، سوخت‌رسانی

fell

قطع کردن، انداختن (درخت)، از پای درآوردن، از پای انداختن

«‹ ۳۷۳  ۳۷۴  ۳۷۵ ۳۷۶ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۷۵ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰