در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

fault reporting

گزارش دادن خطا، گزارش کردن نقص، گزارش دادن خرابی

faulting

گسلش (زمین‌شناسی)، گسیختگی قائم

faulting (slab)

جایجایی دال در امتداد درزها، گسلش دال

faulty

معیوب، خراب (دستگاه)، (کار) ناقص، غلط، نادرست، پر از غلط، پر از اشتباه

fauna

جانوران (خاص یک منطقه یا یک دوره)

fax

فکس، دورنگار، نمابر، فکس کردن، با دورنگار فرستادن

fear

ترس، وحشت، هراس، بیم، رعب، واهمه، خوف، خطر، امکان

feasibility

امکان‌سنجی، امکان‌پذیری، محتمل‌بودن، معقول بودن

feature

مشخصه، ویژگی، خصوصیت، خصیصه، صورت، چهره، بخش اصلی، موضوع عمده، مقاله اصلی، مطلب اصلی

صفحه  374  از  1111