در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

allotment

تقسیم، توزیع، تخصیص، تعیین

allowance

رواداری، تخفیف، سهمیه، مقرری، فوق‌العاده و کمک هزینه، فوق‌العاده مجاز، اضافه مجاز

alloy

آلیاژ، فلز مرکب، همبسته، همجوش

alluvial a/

رسوبی، آبرفتی، ته نشستی، ته‌نشین شده، آبرفت

alluvial deposits

رسوبات ته‌نشین شده، رسوبات آبرفتی، ته نشست‌های آبرفتی

alluvial fan

مخروط آبرفتی، مخروط رسوبی، مخروط افکنه

صفحه  37  از  1111