در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

allotment

تقسیم، توزیع، تخصیص، تعیین

allowance

رواداری، تخفیف، سهمیه، مقرری، فوق‌العاده و کمک هزینه، فوق‌العاده مجاز، اضافه مجاز

alloy

آلیاژ، فلز مرکب، همبسته، همجوش

alluvial a/

رسوبی، آبرفتی، ته نشستی، ته‌نشین شده، آبرفت

alluvial deposits

رسوبات ته‌نشین شده، رسوبات آبرفتی، ته نشست‌های آبرفتی

alluvial fan

مخروط آبرفتی، مخروط رسوبی، مخروط افکنه

«‹ ۳۵  ۳۶  ۳۷ ۳۸ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۷ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰