در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

expand

منبسط کردن، گسترش دادن، توسعه دادن، رونق بخشیدن، افزایش دادن، وسیع شدن، پهن شدن

expansion

انبساط، توسعه، گسترش، بسط، پهنه، گستره

expansion strip

لایی انعطاف‌پذیر، درز پرکن انعطاف‌پذیر

expansive

قابل انبساط، انبساط‌پذیر، توسعه یافتنی، گسترش‌پذیر، توسعه‌دهنده، گسترش‌دهنده

expectation

انتظار، چشم داشت، توقع، احتمال وقوع (حادثه)، پیش‌بینی

expenditure

مخارج، هزینه، خرج، صرف، مصرف

صفحه  362  از  1111