در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
exiting traffic
ترافیک خروجی
expand
منبسط کردن، گسترش دادن، توسعه دادن، رونق بخشیدن، افزایش دادن، وسیع شدن، پهن شدن
expanded bicycle lane
خط عبوری دوچرخهروی عریض شده
expansion
انبساط، توسعه، گسترش، بسط، پهنه، گستره
expansion (cofficient of )
ضریب انبساط
expansion (thermal)
انبساط حرارتی
expansion joint
درز انبساط
expansion joint (comb)
درز انبساط شانهای
expansion strip
لایی انعطافپذیر، درز پرکن انعطافپذیر
expansive
قابل انبساط، انبساطپذیر، توسعه یافتنی، گسترشپذیر، توسعهدهنده، گسترشدهنده
expansive cement
سیمان با قابلیت انبساط
expectation
انتظار، چشم داشت، توقع، احتمال وقوع (حادثه)، پیشبینی
expenditure
مخارج، هزینه، خرج، صرف، مصرف
expenditure (capital)
مخارج سرمایهای
expenditure (current)
هزینه جاری
expenditure (discounted)
هزینه کاهشیافته، مخارج کاهشیافته
expenditure (enegry)
هزینه انرژی
expenditure (equipment)
هزینه تجهیزات
expenditure (household)
هزینه خانوار
expenditure (investment)
هزینه سرمایهگذاری
expenditure (national)
مخارج ملی
expenditure (operating)
هزینه (مخارج) بهرهبرداری، هزینه عملیاتی
expenditure (public)
مخارج دولتی، مخارج عمومی، هزینههای عمومی
expenditure (secondary)
هزینه ثانویه، مخارج فرعی
صفحه 362 از 1111