در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

excessive

بیش از حد، زیاده از حد، مفرط، افراطی

exchange

مبادله، تبادل، رد و بدل، معاوضه، تبدیل ارز، بورس، بازار، رد و بدل کردن، مبادله کردن، معاوضه کردن، عوض کردن

Exchequer

وزارت دارایی، وزارت خزانه‌داری

exclusive

اختصاصی، خصوصی، منحصربه فرد، انحصاری

exclusive way

مسیر اختصاصی، مسیر انحصاری، مسیر ویژه

excursion

گردش، گشت، گشت‌وگذار، تور، سیاحت، انحراف، گریز

execute

اجرا کردن، انجام دادن، به اجرا درآوردن، پیاده کردن (طرح، نقشه)، به مرحله عمل درآوردن، تحقق بخشیدن، عملی کردن، رسمی کردن، صورت قانونی دادن

execution

اجرا، انجام، طرز عمل، طرز اجرا، مهارت، استادی، قانونی کردن، رسمی کردن

صفحه  359  از  1111