در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

examiner

بازرس، بررسی‌کننده، ممتحن، امتحان‌کننده

excavation

خاکبرداری، گودبرداری، حفر، حفاری، گودال، گود

excavator

بیل مکانیکی، گودبردار، ماشین حفاری، ماشین خاکبرداری

exceed

پا فراتر نهادن، فراتر رفتن، تجاوز کردن، بیشتر بودن، زیاده‌روی کردن، تخطی کردن، زیرپا گذاشتن، نادیده گرفتن

except

به جز، به غیر از، سوای،‌ استثنا کردن، مستثنا کردن، جدا کردن

except bus sign

تابلوی نشان‌دهنده مجاز بودن عبور وسایل نقلیه به استثنای اتوبوس

excess

زیاده‌روی، افراط، مازاد، فزونی، اضافی‌، زیادی

«‹ ۳۵۶  ۳۵۷  ۳۵۸ ۳۵۹ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۵۸ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰