در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
emulsifier
امولسیونساز، مایه امولسیون
emulsify
معلق کردن، امولسیونه کردن، دوغاب کردن
emulsifying agent
عامل امولسیونساز
emulsion
امولسیون
emulsion (acide)
امولسیونساز
emulsion (alkaline)
امولسیون قلیایی
emulsion (anionic)
امولسیون آنیونی
emulsion (bitumen)
امولسیون قیر
emulsion (breaking of)
شکستن امولسیون
emulsion (cationic)
امولسیون کاتیونی
emulsion (multiple)
امولسیون چندگانه
emulsion (nonionic)
امولسیون غیر یونی
emulsion (oil – in – water)
امولسیون روغن در آب
emulsion (water – in – oil)
امولسیون آب در روغن
emulsion slurry seal
پوشش امولسیون اسلاری
emulsion – bound graded aggregate
مصالح سنگی دانهبندی شده همراه با چسبنده امولسیونی
emulsion – bound granular material
مصالح دانهای همراه با چسبنده امولسیونی
emulsion – bound sand
ماسه با چسبنده امولسیونی
enact [a decree] v/
وضع کردن، مقرر داشتن، حکم کردن، تصویب کردن، به تصویب رساندن [قانون]
enactment
وضع (قانون)، قانونگذاری، قانون، حکم
enamel
لعاب، مینا، لعابی، لعاب دادن، میناکاری کردن
enamel plate
صفحه لعابی، پلاک لعابدار
encashment
وصول، دریافتی
enclose
محصور کردن، حصار کشیدن، احاطه کردن، فرا گرفتن، در برگرفتن
صفحه 340 از 1111