در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

emulsifier

امولسیون‌ساز، مایه امولسیون

emulsify

معلق کردن، امولسیونه کردن، دوغاب کردن

enact [a decree] v/

وضع کردن، مقرر داشتن، حکم کردن، تصویب کردن، به تصویب رساندن [قانون]

enactment

وضع (قانون)، قانون‌گذاری، قانون، حکم

enamel

لعاب، مینا، لعابی، لعاب دادن، میناکاری کردن

enclose

محصور کردن، حصار کشیدن، احاطه کردن، فرا گرفتن، در برگرفتن

«‹ ۳۳۸  ۳۳۹  ۳۴۰ ۳۴۱ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۴۰ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰