در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

elongate

دراز کردن، کشیدن، توسعه دادن، گسترش دادن، بسط دادن

elongated

بلند و باریک، کشیده، دراز

elongation

کشیدگی، درازشدگی، انبساط طولی، امتداد

embanked road

راه برآمده (راهی که ارتفاع آن بیشتر از محیط اطراف باشد.)*

embark

سوار کشتی/ هواپیما کردن (مسافر)، بار کشتی / هواپیما کردن (کالا)، بار زدن، با کشتی/ هواپیما بردن (کالا)، سوار کشتی/ هواپیما شدن (مسافر)، بار کشتی/ هواپیما شدن (کالا) با کشتی/ هواپیما رفتن، مسافرگیری کردن، بارگیری کردن

embarking

مسافرگیری (هواپیما، کشتی و غیره)، بارگیری (هواپیما، کشتی و غیره)، سوار کردن، سوار شدن

embassy

سفارتخانه، سفارت، اعضای سفارت، هیأت نمایندگی

embed

نصب کردن، جای دادن، نشاندن، کار گذاشن، تثبیت کردن

صفحه  337  از  1111