در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

elongate

دراز کردن، کشیدن، توسعه دادن، گسترش دادن، بسط دادن

elongated

بلند و باریک، کشیده، دراز

elongation

کشیدگی، درازشدگی، انبساط طولی، امتداد

embanked road

راه برآمده (راهی که ارتفاع آن بیشتر از محیط اطراف باشد.)*

embark

سوار کشتی/ هواپیما کردن (مسافر)، بار کشتی / هواپیما کردن (کالا)، بار زدن، با کشتی/ هواپیما بردن (کالا)، سوار کشتی/ هواپیما شدن (مسافر)، بار کشتی/ هواپیما شدن (کالا) با کشتی/ هواپیما رفتن، مسافرگیری کردن، بارگیری کردن

embarking

مسافرگیری (هواپیما، کشتی و غیره)، بارگیری (هواپیما، کشتی و غیره)، سوار کردن، سوار شدن

embassy

سفارتخانه، سفارت، اعضای سفارت، هیأت نمایندگی

embed

نصب کردن، جای دادن، نشاندن، کار گذاشن، تثبیت کردن

«‹ ۳۳۵  ۳۳۶  ۳۳۷ ۳۳۸ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۳۷ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰