در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

earthmover

خاکبردار، وسیله خاکبرداری

earthmoving

خاکبرداری، حمل خاک، کارهای خاکی

earthmoving programme

برنامه جابجایی خاک، برنامه خاکبری، برنامه عملیات خاکی

earthwork

کارهای خاکی، عملیات خاکی

ease

فراغت، آسایش، آسودگی، راحتی، آسانی، سهولت، کاهش دادن، آرام کردن، تسکین دادن، راحت کردن، کاهش یافتن، آرام شدن

صفحه  327  از  1111