در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

dynamics

علم دینامیک، پویش‌شناسی، تحرک، فعالیت، جنب‌وجوش، پویایی

dynamite

دینامیت، باعث جر و بحث، مایه جار و جنجال

dynamiting

با دینامیت منفجر کردن، دینامیت‌گذاری کردن

early

به موقع، به هنگام، سروقت، سریع، زود، زودرس، پیش از موقع، کهن، قدیمی، اولیه، نخستین، آغازین، اوایل، ابتدا

earner

نان‌آور، کار درآمدزا، کار پردرآمد

earnings

درآمد، عواید، عایدی، منافع، سود

صفحه  326  از  1111