در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
distressed area
منطقه فقیرنشین
distribute
توزیع کردن، پخش کردن، تقسیم کردن، رساندن، پراکندن، طبقهبندی کردن، دستهبندی کردن
distributed control system
سیستم کنترل غیرمتمرکز
distributed data base
بانک اطلاعات توزیع شده (غیرمتمرکز)
distributed load
بار گسترده (سازه)
distribution
توزیع، پخش، تقسیم، پراکندگی
distribution (binomial)
توزیع دوجملهای
distribution (continuous)
توزیع پیوسته
distribution (cost)
توزیع هزینه
distribution (credit)
تقسیم اعتبار، توزیع اعتبار
distribution (discrete)
توزیع گسسته
distribution (expenditure)
توزیع مخارج، توزیع هزینهها
distribution (green time)
تقسیم زمان چراغ سبز، توزیع زمان سبز (چراغ راهنمایی)
distribution (light)
پخش نور
distribution (normal)
توزیع نرمال
distribution (particle size)
توزیع اندازه ذره، توزیع دانهبندی (حاک)
distribution (Poisson)
توزیع پواسون
distribution (spatial)
توزیع فضایی
distribution (spectral)
توزیع طیفی
distribution (traffic)
توزیع ترافیک
distribution (trip)
توزیع سفر
distribution model
مدل توزیع
distribution model (traffic)
مدل توزیع ترافیک
distribution pipe
لوله توزیع (آبرسانی)
صفحه 307 از 1111