در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
dispenser (cash)
عابربانک، باجه خودپرداز
dispenser (money)
دستگاه خودکار پرداخت پول، توزیعکننده پول، پرداختکننده پول، خودپرداز
dispenser (ticket)
توزیعکننده بلیط
dispersal
پخش، انتشار، پراکنده کردن،گسترش، رواج
dispersal of urban development
پراکندگی توسعه شهری
disperse
پراکنده کردن، پراکندن، پخش کردن، گستراندن
dispersed settlement
نشست پراکنده
dispersion
پخش، انتشار، پراکندگی، پراکنش، تجزیه (نور)
dispersion [in a fluid]
تجزیه، شکست (نور) [در یک سیال]
displace
جابجاکردن، جانشین شدن
displacement analysis
تحلیل به روش جابجایی (در تحلیل سازه)
displacement [object]
جابجایی، جابجاسازی، تغییر مکان
display
نمایش، ابراز، نمایشگر، صفحه نمایش، نشان دادن
display (electronic)
نمایشگر الکترونیکی
display (graphic)
نمایشگر گرافیکی
display (liquid crystal)
صفحه نمایش کریستال مابع
display board
تابلوی اعلانات
display screen
صفحه نمایش، پرده نمایش
display unit
واحد نمایش
display unit (visual)
واحد نمایش تصویری
disposal
انهدام، از بین بردن (زباله)
disposal (garbage)
دفع زباله
disposal (refuse)
دفع زباله، از بینبردن زباله
disput
بحث، گفتگو، مشاجره، مناقشه، دعوا، اختلاف نظر، تردید کردن، بحث کردن، گفتگو کردن، مشاجره کردن
صفحه 304 از 1111