در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

designate

تعیین شده، معرفی شده، نامزدشده، تعیین کردن، مشخص‌کردن، درنظرگرفتن، انتخاب کردن، برگزیدن

designated lane

خط عبوری معین شده، مسیر درنظرگرفته شده، مسیر مشخص شده، خط عبوری تخصیص داده شده

designated parking

پارکینگ تخصیص داده شده، توقفگاه اختصاص یافته

designation

معرفی، انتخاب، تخصیص، تعیین، انتصاب، معرفی

desirable

مطلوب، خواستنی، پسندیده، دلخواه

desire

میل، کشش، طلب، خواست، علاقه، تمایل، گزارش، درخواست، تقاضا، خواستن، درخواست کردن،‌ تقاضا کردن

desk

میز تحریر، میز کار، صندوق (فروشگاه، رستوران)، پذیرش، اطلاعات (هتل، فرودگاه)

desk (cash)

صندوق (مغازه، رستوران)، باجه (بانک، سینما)

«‹ ۲۸۵  ۲۸۶  ۲۸۷ ۲۸۸ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۸۷ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰