در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

dereliction

ترک، رها کردن، ویرانی، خرابی، کوتاهی، قصور، اهمال

derivative

برگرفته، مأخوذ، گرفته شده، اقتباس شده، اقتباسی

derive v/

استخراج کردن، بیرون کشیدن، استنتاج کردن، بدست آوردن، حاصل کردن، کسب کردن، ناشی شدن، نشأت یافتن، سرچشمه گرفتن

derogation

کاستن، پایین آوردن، کاهش (اعتبار، ارزش)

derogatory a/

موهن، خفت‌آور، توهین‌آمیز، تحقیرآمیز

descend

پایین آمدن، پایین رفتن، سرازیرشدن، نازل شدن، فرارسیدن، منشأ گرفتن، سرچشمه گرفتن

descent

فرود، نزول، سقوط، سرازیری، سراشیبی، نژاد، تبار، اصل، توارث، وراثت

description

توصیف، وصف، تعریف، تشریح، شرح، نوع، گونه

desert

بیابان، صحرا، لم‌یزرع، صحرایی، بیابانی

design

طرح، نقشه، طراحی، نقشه‌کشی، نیت، مقصود، طرح کردن، نقشه کشیدن، طرح دادن، طراحی کردن، برنامه‌ریزی کردن، ساختن، درنظرگرفتن، تخصیص دادن

صفحه  284  از  1111