در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

demarcate

علامت‌گذاری کردن، نشان‌گذاردن، مرز مشخص کردن، جدا کردن، متمایز کردن

demarcated lane

خط عبوری متمایزشده، خط عبوری مشخص شده

demarcation

تعیین حدود، نشانه‌گذاری، مرزنمایی، مرزبندی، جداسازی، تمایز

demographic a/

مربوط به جمعیت‌شناسی، جمعیتی، مربوط به جمعیت

صفحه  279  از  1111