در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

demarcate

علامت‌گذاری کردن، نشان‌گذاردن، مرز مشخص کردن، جدا کردن، متمایز کردن

demarcated lane

خط عبوری متمایزشده، خط عبوری مشخص شده

demarcation

تعیین حدود، نشانه‌گذاری، مرزنمایی، مرزبندی، جداسازی، تمایز

demographic a/

مربوط به جمعیت‌شناسی، جمعیتی، مربوط به جمعیت

«‹ ۲۷۷  ۲۷۸  ۲۷۹ ۲۸۰ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۷۹ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰