در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

delay

تأخیر، دیرکرد، معطلی، فوت وقت

delegate

نماینده، وکیل، مأمور، فرستاده، به نمایندگی فرستادن، نماینده کردن، تفویض کردن، محول کردن، واگذار کردن

delegation

نمایندگی، وکالت، نیابت، واگذاری، تفویض

deliberation

بررسی، تأمل، سنجش، کنکاش، مشورت، شور

«‹ ۲۷۵  ۲۷۶  ۲۷۷ ۲۷۸ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۷۷ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰