در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

dazzle

خیره‌کنندگی، درخشش، نور خیره کننده، چشم را زدن، خیره کردن

dead

مرده، پژمرده، خشکیده، آرام، بی‌حرکت، محض، مطلق، خراب، بی‌مصرف، از کار افتاده

dead end [USA]

بن‌بست، راه غیرقابل عبور، راه منتهی به بن‌بست، کوچه بن‌بست، خیابان بن‌بست، مسیر بدون خروجی، راه بن‌بست [اصطلاح آمریکایی]

dead freight

کرایه پرداختی برای فضای اشغال نشده، بار فاسد نشدنی سنگین یا مهارناپذیر

dead weight

وزن خالص وسیله حمل‌ونقل بدون بار، وزن خشکه

deadhead

مسافر مجانی، بی‌ بلیط سوار شدن (قطار،‌ اتوبوس)، قطار خالی، ماشین خالی

«‹ ۲۶۸  ۲۶۹  ۲۷۰ ۲۷۱ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۷۰ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰