در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

date

تاریخ، زمان، عصر، عهد، روزگار، دوران، دوره، تاریخ گذاشتن روی، تاریخ زدن، تاریخ تعیین‌کردن، کهنه شدن، منسوخ شدن، از رواج افتادن

date (due)

موعد پرداخت، سررسید، موعد، تاریخ مقرر

date - stamp

مهر تاریخ (کتابخانه)، مهر ابطال (تمبر پستی)

datum

(صورت مفرد واژه data) داده، مبنا، پایه

datum level

مبنای ترازیابی، سطح مبنا (نقشه‌برداری)

datum plane

سطح مبنا، مبنای ترازیابی (نقشه‌برداری)

dawn

سپیده دم، پگاه، سحر، فجر، سرآغاز، ظهور، پیدایش، طلیعه، طلوع کردن، سپیده زدن، صبح شدن، نمایان شدن، آشکار شدن

day

روز، شبانه‌روز، روز کاری، روزگار، دوران، دوره، مدت، عمر

daybreak

طلوع صبح، سپیده‌دم، فجر، بامداد

daylight

روز، روشنایی روز، روز روشن، سپیده‌دم، سحر

«‹ ۲۶۷  ۲۶۸  ۲۶۹ ۲۷۰ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۶۹ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰