در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
cross – town line
مسیر عبوری از شهر، خط سراسری شهر
cross – town link
مسیر عبوری از شهر
crossable dividing strip
باریک میانی قابل عبور (با اتومبیل)
crossable kerb
جدول قابل عبور (با اتومبیل)
crossable median
جزیره میانی قابل عبور (با اتومبیل)
crossarm
بازوی افقی
crossbar
میله عرضی، دیرک افقی
crossbeam
تیر عرضی، تیر افقی
crossbuck
علامت ضربدری شکل هشداردهنده در تقاطع راه با راهآهن
crossfall
شیب عرضی
crossfall (adverse)
شیب عرضی معکوس
crossfall (only – one)
شیب عرضی یکنواخت
crossfall (roof)
شیب عرضی بام
crossing
تقاطع، گذرگاه، محل عبور، محل گذر، گذر، عبور، گذار، گذشتن
crossing (angle) [USA]
تقاطع کج، تقاطع غیرعمود [اصطلاح آمریکایی]
crossing (approaches to pedestrian)
دسترسیهای محل عبور عابر پیاده، ورودیهای گذرگاه عابر پیاده
crossing (at – grade)
تقاطع همسطح
crossing (cattle)
محل عبور چهارپایان
crossing (cycle)
محل عبور دوچرخه و موتورسیکلت، محل عبور وسیله نقلیه دوچرخ
crossing (diagonal) [USA]
گذرگاه مورب (قطری) [اصطلاح آمریکایی]
crossing (ferry)
گذر از عرض رودخانه یا دریاچه توسط لنج (فِری)
crossing (grade - separated)
تقاطع غیرهمسطح
crossing (level railroad)
تقاطع همسطح با راهآهن
crossing (level railway)
تقاطع همسطح با راهآهن
صفحه 255 از 1111