در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

critical a/

بحرانی، حاد، حساس، سخت، خطرناک

cross

صلیب، ضربدر، علامت جمع، عبور، قطع، گذشتن، گذر، چهارراه، از وسط گذشتن، عبور کردن، رد شدن

cross tunnel

دالان اتصال، تونل عرضی، تونل خدماتی، تونل اتصالی

صفحه  254  از  1111