در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
criterion (ranking)
معیار طبقهبندی، ملاک ردهبندی
critical a/
بحرانی، حاد، حساس، سخت، خطرناک
critical concentration
غلظت بحرانی
critical density
چگالی بحرانی، تراکم بحرانی
critical gap
فاصله بحرانی
critical length of grade
طول شیب بحرانی
critical load
بار بحرانی (سازه)
critical path method
روش مسیر بحرانی (زمانبندی پروژه)
critical stage
فاز بحرانی
critical value
مقدار بحرانی، ارزش بحرانی
cross
صلیب، ضربدر، علامت جمع، عبور، قطع، گذشتن، گذر، چهارراه، از وسط گذشتن، عبور کردن، رد شدن
cross (red)
صلیب سرخ
cross (Saint Andrew ’s)
علامت نشاندهنده تقاطع راه با راهآهن
Cross border lease
لیزینگ مرز گذر
cross profile
پروفیل عرضی، نیمرخ عرضی
cross section
مقطع عرضی، برش عرضی، نیمرخ عرضی
cross section (standard)
مقطع عرضی استاندارد، برش عرضی تیپ (نمونه)
cross slope [USA]
شیب عرضی [اصطلاح آمریکایی]
cross street
خیابان همبر
cross the carriageway lv/
عبور کردن از عرض سوارهرو
cross traffic
ترافیک متقاطع
cross tunnel
دالان اتصال، تونل عرضی، تونل خدماتی، تونل اتصالی
cross walk
گذرگاه عابر پیاده
cross – country vehicle
وسیله نقلیه چند منظوره، وسیله نقلیه کوهستانی یا صحرایی
صفحه 254 از 1111