در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
credit restriction
محدودیت اعتبار
credit sale
فروش اعتباری
creditor
بستانکار، طلبکار، وامدهنده، اعتباردهنده
creep
خزش، وارفتگی بتن، لغزش سطحی، خزیدن، چهار دست و پا رفتن
creep (cattle)
چهارپایان اهلی
creep deformation
تغییر شکل خزشی
creep of concrete
خزش بتن
creep test
آزمایش خزش
crescent
هلالی، هلالی شکل، میدانگاهی، نیمفلکه، دور برگردان
crest
نقطه اوج، اوج، قله، نوک، خط رأس، ستیغ، کاکل (شیروانی)
crest curve [USA]
قوس گنبدی [اصطلاح آمریکایی]
crew
خدمه، کارکنان (کشتی، هواپیما، قطار و ...)
crib
چوببندی، تیربست (معماری)، شبکه تیربست زیرپی، صندوقه تیربست (پیسازی)
crime
جرم، جنایت، قانونشکنی، خطا، تقصیر
crime deterrent
جُرمکاه
criminal a/
جنایی، خلاف اخلاق، جنایتکارانه، تبهکارانه
criminal code
قانون جزایی
criminal law
حقوق جزا، حقوق جنایی
criminal offence
تخلف جزایی
crisis
بحران، مرحله بحرانی، موقع حساس، نقطه عطف
crisis (economic)
بحران اقتصادی
criteria
معیار، ملاک، ضابطه، میزان، مقیاس
criteria (ultimate)
معیار نهایی، معیار حدی
criterion (design)
معیار طراحی، ضابطه طراحی
صفحه 253 از 1111