در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

cracking (map)

ترک‌خوردگی سطحی گسترده، ترک‌خوردگی در هم (بتن، ملات)

cradle

داربست بالارو، قاب بالارو، گهواره (سرستون)، کلاف سرستون

crank

میل لنگ، هندل، هندل زدن، با هندل روشن کردن

crash

تصادف، تصادم، برخورد، ضربه، سانحه، حادثه، افت، تنزل، خرد کردن، درهم شکستن، برخورد کردن، تصادف کردن، تنزل کردن، بدون پرداخت بلیط یا کرایه سوار شدن

صفحه  251  از  1111