در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

corrugated

موج‌دار، کنگره‌دار، چین‌دار

corrugation

چین، موج، تا، شیار، چین دادن، تا زدن، موج دادن، چین‌خوردگی، تاخوردگی

cost

قیمت، نرخ، هزینه، بها، ارزش داشتن، قیمت داشتن، قیمت‌گذاری کردن، برآورد کردن

cost (actual)

قیمت تمام شده واقعی، هزینه واقعی

cost (estimated)

هزینه تخمینی، هزینه برآوردشده، هزینه پیش‌بینی شده

cost (fixed)

هزینه ثابت، قیمت تمام شده ثابت

cost (historical)

هزینه اولیه، هزینه واقعی، هزینه تمام شده واقعی

«‹ ۲۴۰  ۲۴۱  ۲۴۲ ۲۴۳ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۴۲ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰