در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

conflict

تداخل، برخورد، درگیری، تضاد، تعارض، اختلاف، با هم مغایرت داشتن، با هم اختلاف داشتن، با هم برخورد داشتن

conflicting

تداخلی، متضاد، مخالف، متعارض

conform

وفق داشتن، سازگار بودن، مطابقت داشتن، هماهنگ بودن

conformity

مطابقت، هماهنگی، شباهت، توافق، سازگاری

congested

متراکم، انباشته، مملو، پرجمعیت (شهر)، پررفت و آمد، پر ترافیک، پر ازدحام

congestion

تراکم، انباش، آکندگی، ازدحام، شلوغی، تراکم جمعیت

صفحه  223  از  1111