در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

computerize v/

کامپیوتری کردن، به کامپیوتر دادن (اطلاعات)

computing

محاسبه (با کامپیوتر)، کاربرد کامپیوتر

concavity

فرورفتگی، تورفتگی، تقعر، کاوی

concentrate

متمرکز کردن، جمع کردن، گرد آوردن، غلیظ کردن، تجمع کردن

concentration

غلظت، تراکم، تمرکز، تجمع، دقت، توجه

«‹ ۲۱۳  ۲۱۴  ۲۱۵ ۲۱۶ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۱۵ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰