در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
جمعه 17 مهر 1405
|
الجمعه 26 ربيع الثاني 1448
|
Friday 09 October 2026
ورود/ثبت نام
صفحه اصلی
بانک جامع اطلاعات حمل و نقل
اقتصاد و بازرگانی حمل و نقل
انجمن های بین المللی
بیمه حمل و نقل
قانون و آیین نامه ها
خودرو
خودروهای سواری
تاریخچه
قیمت خودرو
مشخصات فنی
خودروهای سنگین
تولید کنندگان خودروهای سنگین
باری
معرفی خودروهای سنگین باری
مسافری
حمل و نقل ریلی
انجمن های بین المللی
تاریخچه
ناوگان
قانون و آیین نامه ها
سیستم های حمل و نقل ریلی
برون شهری
شبکه ریلی ایران
درون شهری
معرفی متروهای جهان
حمل و نقل جاده ای
زیرساخت ها
راهداری
مجتمع خدمات رفاهی
معرفی راه ها
انواع راه ها
پایانه های مرزی
انجمن های بین المللی
ITS
ناوگان
کالا
مسافر
قوانین و آیین نامه ها
تاریخچه
حمل و نقل دریایی
زیر ساخت ها
بنادر
قانون ها و آیین نامه ها
ناوگان
کشتی ها
خطوط کشتیرانی
تاریخچه
انجمن های بین المللی
حمل و نقل هوایی
ایرلاین ها
تاریخچه
زیر ساخت ها
فرودگاه ها
انجمن های بین المللی
قوانین و آیین نامه ها
ناوگان
شرکت ها
اخبار
مقالات
واژه نامه
فارسی به انگلیسی
انگلیسی به فارسی
تلویزیون تخصصی حمل و نقل
حمل و نقل ریلی
حمل و نقل جاده ای
حمل و نقل دریایی
حمل و نقل هوایی
حمل و نقل هوشمند
حمل و نقل بین المللی
حمل و نقل شهری
زیرساخت های حمل و نقل
کودک و حمل و نقل
اقتصاد و بازرگانی حمل و نقل
سخنرانی ها و افتتاحیه ها
خودرو
خودروهای سنگین
موتورسیکلت
پخش زنده
مصاحبه اختصاصی
چهره ها
دانلود
تلفن همراه
اندروید
کتب تخصصی
ادبیات
خاطره
داستان
شعر و نثر
ضرب المثل
نقاشی
کاریکلماتور
کودک و حمل و نقل
استان ها
تماس با ما
درباره ما
خانه
/
فهرست بانک اصطلاحات تخصصی صنعت حمل ونقل
فارسی به انگلیسی
انگلیسی به فارسی
لغت
توضیح
computer technology
فناوری رایانه، تکنولوژی کامپیوتر
computer – aided design
طراحی با کمک رایانه، طراحی کامپیوتری
computer – aided drawing
نقشهکشی با کمک رایانه
computer – aided manufacaturing
ساخت با کمک رایانه، تولید با کمک رایانه
computer – assisted driving
رانندگی با کمک کامپیوتر
computer – generated image
تصویر ساخته شده با رایانه، تصویر رایانهای
computerization
کامپیوتری کردن
computerize v/
کامپیوتری کردن، به کامپیوتر دادن (اطلاعات)
computerized data base
پایگاه دادههای کامپیوتری
computing
محاسبه (با کامپیوتر)، کاربرد کامپیوتر
concave a/
مقعر، تو رفته، کاو
concavity
فرورفتگی، تورفتگی، تقعر، کاوی
concentrate
متمرکز کردن، جمع کردن، گرد آوردن، غلیظ کردن، تجمع کردن
concentrated
شدید، زیاد، غلیظ، فشرده
concentrated waste
پسماند غلیظ شده (فشرده شده)
concentration
غلظت، تراکم، تمرکز، تجمع، دقت، توجه
concentration (blood alcohol)
غلظت الکل موجود در خون
concentration (critical)
غلظت بحرانی
concentration (maximum allowable)
حداکثر غلظت قابل قبول، حداکثر غلظت مجاز، حداکثر تراکم مجاز
concentration (message)
تمرکز پیام
concentration (pollutant)
غلظت آلاینده
concentration (time of)
زمان تمرکز، زمان تراکم
concentration (traffic)
تراکم ترافیک
concentrator [data]
گردآوری کننده، جمعآوری کننده [دادهها]
«
۲۱۳
۲۱۴
۲۱۵
۲۱۶
»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۱۵ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه:
۱۲
۲۴
۳۶
۴۸
۶۰