در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
compliance
اجابت، رعایت، اطاعت، پیروی، قبول، پذیرش، موافقت
comply
تبعیت کردن، پیروی کردن، پذیرفتن
comply with regulations
پیروی از قوانین و مقررات
component
تشکیل دهنده، سازنده، مؤلفه، جزء سازنده، عنصر، قطعه، جزء
component (control)
قطعه کنترلی
component (engine)
قزعه موتور
component (road)
مؤلفه راه، جزء راه
component (vehicle)
قطعه وسیله نقلیه
component paint (single)
رنگ دارای یک جزء تشکیل دهنده
component unit [part]
واحد تشکیل دهنده، جزء تشکیل دهنده [بخش]
composite a/
مرکب، ترکیبی، ترکیب شده، مختلط، آمیخته، ترکیب
composite binder
چسباننده مرکب، چسبنده مرکب
composite bridge
پل مرکب
composite construction
سازه مختلط
composite drain
زهکش مرکب
composite material
مصالح مرکب
composite noise
سروصدای مرکب
composite pavement
روسازی مرکب
composite profile
پروفیل مرکب
composition
ترکیب، تلفیق، تألیف، نگارش، اجزای سازنده، عناصر تشکیل دهنده، ساخت، اثر، ساخته
composition (chemical)
ترکیب شیمیایی
composition (mix)
ترکیب مخلوط
composition (stream)
ترکیب جریان
composition (traffic)
ترکیب ترافیک
صفحه 211 از 1111