در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

compliance

اجابت، رعایت، اطاعت، پیروی، قبول، پذیرش، موافقت

comply

تبعیت کردن، پیروی کردن، پذیرفتن

component

تشکیل دهنده، سازنده، مؤلفه، جزء سازنده، عنصر، قطعه، جزء

composite a/

مرکب، ترکیبی، ترکیب شده، مختلط، آمیخته، ترکیب

composition

ترکیب، تلفیق، تألیف، نگارش، اجزای سازنده، عناصر تشکیل دهنده، ساخت، اثر، ساخته

«‹ ۲۰۹  ۲۱۰  ۲۱۱ ۲۱۲ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۱۱ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰