در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

compartment

قسمت، بخش، کوپه (قطار)، کابین، اتاق (کشتی)

compass

قطب‌نما، جهت‌یاب، حد، مرز، پیرامون، دامنه، گستره، وسعت، احاطه کردن

compensate v/

جبران کردن، خسارت دادن، غرامت دادن، پاداش دادن، ترمیم دادن، تعدیل کردن، تصحیح کردن

compensation

جبران، تلافی، ترمیم، خسارت، تاون، غرامتف تصحیح، تعدیل

competence

توانایی، قدرت، قابلیت، کاردانی، کارایی، شایستگی، لیاقت، صلاحیت

competent

توانا، قادر، باکفایت، ماهر، شایسته، ذیصلاح، صلاحیت‌دار،

competition

رقابت، همچشمی، مبارزه، مسابقه

صفحه  209  از  1111