در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

common a/

مشترک، اشتراکی، عمومی، همگانی، فراگیر، معمولی، عادی، متعارف، متداول، هر روزه، رایج، ساده، ابتدایی

communicate v/

ارتباط برقرار کردن، تماس گرفتن، ارتباط داشتن، منتقل کردن، انتقال دادن، اطلاع دادن، رساندن (پیام، اطلاعات)

communication

انتقال، رساندن، ارتباط، رابطه، تماس، اطلاع، اطلاعیه، وسیله ارتباط

communiqué

بیانیه، ابلاغیه، اعلامیه رسمی

community

اجتماع، جامعه، جمعیت، اقلیت، اشتراک، وحدت

«‹ ۲۰۴  ۲۰۵  ۲۰۶ ۲۰۷ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۰۶ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰