در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

comfort

راحتی، آسایش، ‌رفاه، ‌مایه آرامش، وسیله آرامش، دلداری دادن، آرامش دادن، تسکین دادن

command [USA]

دستور، فرمان، حکم، امر، فرماندهی، حاکمیت، سلطه، تسلط، فرمان دادن، دستوردادن، امر کردن، تحت اختیار خود داشتن [اصطلاح آمریکایی]

commence

آغازکردن، ابتدا کردن، شروع کردن

commerce

تجارت، بازرگانی، دادوستد

commercial a/

تجاری، بازرگانی، تجارتی، اقتصادی، مقرون به صرفه

صفحه  204  از  1111