در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

cloud

ابر، خیل، توده، لکه، سیاهی، ابرگرفتن، تیره کردن، کدر کردن، تاریک شدن

clump

کپه، دسته، انبوه

cluster

خوشه، گروه، دسته، انباشت، تراکم، جمع شدن، دسته شدن، گرد آمدن

cluster houses

مجموعه‌ای از منازل با امکانات مشترک (استخر، سالن ورزش و ...)

clutch

کلاچ (اتومبیل)، محکم کردن، چنگ زدن

clutter

آشفتگی، درهم برهمی، شلوغی، بی‌نظمی

coach

اتوبوس (بین شهری)، کالسکه، ارابه، واگن (راه‌آهن)، درشکه، مربی، معلم خصوصی، درس دادن

«‹ ۱۹۳  ۱۹۴  ۱۹۵ ۱۹۶ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۹۵ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰