در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

cleaner

نظافتچی، رفتگر، لکه‌گیر

cleaning

پاکسازی، عمل پاکیزه کردن، نظافت، تمیزکاری

cleansing

عمل پاکسازی، تصفیه، پالودن

cleansing department

اداره خدمات شهری (اداره مسؤول پاکسازی خیابان‌ها و جمع‌آوری زباله‌ها)

clear

شفاف، صاف، واضح، روشن، آشکار، مشخص، مسلم، بدیهی، با، خلوت (جاده)، تماماً، کاملاً، تصفیه کردن، صاف کردن، تخلیه کردن،‌ برداشتن، رفع کردن

صفحه  191  از  1111